روز مرد
سلام!
حال همهی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
عمری اگر باقی بود....
طوری از کنارِ زندگی میگذرمکه نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم- می دانم.. هميشه حياط آنجا پر از هوای تازهی نيامدن است
اما تو لااقل، گاهی، هر از گاهی
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه خواب شقايق نيست!
راستی خبرت بدهم
خواب ديدهام خانهئی خريدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیديوار ... هی بخند! هی یخند!
بیپرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی کسان من میدهد
يادت میآيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نه ریرا جان
نامهام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام واعتماد،
از نو برايت مینويسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
---------------------------------------------------------------------------------------------
کاش
هیچوقت
بزرگ نمیشدم
و نمی فهمیدم
پدرم به من دروغ گفت...
که هر چیزی را
که در خاک بکاری
سبز میشود
اکنون
مدتهاست که انتظار میکشم
اما
هرگز
پدرم
سبز نشد...............میلادعلی (ع)مبارک.......................................
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲:۱۲ ب.ظ توسط مهدی عباسی
|
سلام