سوته دلان 1
( بی تو من زنده نمانم )
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چسان میگذری غافل از اندوه درونم
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
قطره ای اشک فرو ریخت به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم (تو ندیدی )
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتم
چون در خانه ببستم دگر از پای نشستم
گوییا زلزله آمد
گوییا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه ی شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی
تو همه بود و نبودی تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی
نتوانم نتوانم
(بی تو من زنده نمانم ).......
سلام